آموزش بازاریابی واقعی و طراحی پلان فروش کالا و خدمات

دنیای امروز ، دنیایی آمیخته از مجاز و حقیقت است . در جهان امروز شما باید بتوانید نیروی عظیم دنیای مجازی را درک کنید زیرا در غیر این صورت شما همیشه محو خواهید ماند.  انسان امروز به شدت مصرف گرا شده است و این یک تغییر بسیار بزرگ نسبت به نسلهای گذشته شمرده می‌شود . من نمی‌توانم دقیق بگویم که این حجم از مصرف ، ضرورت هست یا مصرف بی‌رویه . ولی به عنوان یک تاجر و بازاریاب یک چیز کاملا مبرهن است و آن این است که انسان امروز اغلبا بر اساس احساس خرید می کند نه بر اساس نیاز خود.  بر اساس تحقیقات و آثار به دست آمده تاریخی در زمان هایی که انسان هنوز خود را به عنوان صاحب کره زمین نتوانسته بود اثبات کند اغلباه از روی نیاز خود از طبیعت استفاده می‌کرد . حال این نیاز می‌توانست فیزیکی باشد یا روحی . به طور مثال آن انسان ها برای سیر شدن غذا نمی خوردند بلکه برای بقاء خود و نسل خود اقدام به غذا خوردن می‌کردند و یا برای حفاظت از خود اقدام به شکار و استفاده از پوست حیوانات می‌کردند این همان نیازهای فیزیکی آنها بودند که طبیعت پاسخ آنها در خود داشت و با گشاده رویی در اختیار انسان می گذاشت گاهی این نیازها می توانستند روحی باشند یعنی شاید برای تسخیر و یا دور راندن ارواح خبیثه اقدام به شکار و جدا کردن پوست برخی حیوانات می کردند. هر دوی این نیاز‌ها ساخته ی شرایط محیطی زندگی انسان آن زمان بودند. آنچه آشکارا قابل توجیه است این است که انسان آن زمان برای نیازهای خود دنبال پاسخ بود و هر اقدام و فعالیتی از طرف آن انسان علتی فیزیکی و یا روحی داشت. ولی انسان امروز به دور از استرس و نگرانی پدران و مادران خود در چند هزار سال قبل در آپارتمانهای با امکانات رفاهی ویژه در حالی به زندگی پر رنگ و لعاب خود ادامه می دهد که در واقع به بیشتر این رنگ و لعاب و امکانات نیازی ندارد . به طور مثال وقتی که شما در یخچال خانه خود را باز می کنید و یک تکه کیک شکلاتی را در آن پیدا می‌کنید و هوس خوردن آن به سرتان می زند ، شروع به خوردن چیزی می کنید که در واقع هیچ نیازی به آن ندارید و فقط به دلیل یک هوس آن کیک را میخورید یعنی اگر شما آن کیک را نخورید عملا هیچ چیز زندگی و ادامه نسل شما را به خطر نمی‌اندازد در واقع باید بیابیی که چرا آن تک کیک را می خورید ؟ این همان سوالی است که اگر چرایی آن را بیابیم بی‌شک بازاریابی بی نقص خواهیم بود .
نخست بهتر است که یک تعریف عامه از بازاریابی ارائه دهیم . در نظر اغلب افراد جامعه بازاریاب کسی است که با ارائه راهکارها و پلان های متفاوت سعی در فروش و یا ارائه کالا و خدمات می نماید. شاید این تعریف یک تعریف مناسب باشد ولی در نظر بنده بازاریاب یک فرد با توانایی درک احساسات انسانی است که می‌تواند با مدیریت احساسات انسانی کالایی را به عقل جمعی جامعه مورد هدف خود معرفی کند .
همه ما تبلیغات بستنی های کاکائویی را کم و بیش دیده ایم تبلیغاتی با تم مشکی و صدای خاص که صدای شکستن کاکائو های سرد یخ زده بستنی را در ذهنمان تداعی می‌کند ولی آیا می‌دانید که آن صدا صدای کاکائو نیست بلکه صدای شکسته شدن یک تکه خیار درختی است که با استفاده از روش‌های صداگذاری خاصی به عنوان صدای شکسته شدن تکه های کاکائو به شما ارائه شده است پس واقعیت کالا مهم نیست بلکه صدایی برای تحریک ذهن مشتری لازم است تا آنها را به خریدن آن کالا ترغیب کند و یا اینکه آیا میدانستید که در شرکت مرسدس آلمان ۱۴ نفر مهندس عالی رتبه همیشه در حال مهندسی صدای بسته شدن درب های اتومبیل های این برند هستند و این مهندسان فقط و فقط بر اساس احساسات انسانی در حال طراحی هستند و در واقع شما در بازاریابی به عنوان یک فرد تولید کننده یعنی فردی که بر اساس پلان خود اقدام به تولید محتوا می‌کند نباید فقط به محصول خود بیاندیشد.

 

 باید محصول محصولتان هدف شما باشد.


یعنی به جای اینکه فقط به طراحی اتومبیل تکیه کنید به حس ایجاد شده در مشتری محصول خود نیز بیندیشید .
هر آنچه را که می توان محاسبه کرد همان چیزی است که به کار یک بازاریاب می آید و هرچه شما اطلاعات قابل محاسبه و مقایسه بیشتری در دست داشته باشید بیش از پیش می توانید سوار بر کشتی موفقیت شوید. شما مسئول کارهای خود هستید این کارها هم می‌توانند اثری مثبت داشته باشند و هم ثمره ای منفی و این را باید به یاد داشته باشید که شما همیشه در قبال مسئولیت و هدفی که به شما محول شده است مسئولیت دارید نه رضایت آنی و گذرای مدیران بالادستی خود . ایجاد یک پلان تجاری برای کالا و یا خدمات مستلزم آشنایی کامل فرد پلنر با آن محصول و یا خدمات می باشد شما بدون درک شرایط تولید یا ارائه خدمت  پلان بازاریابی متناسبی بر آن کالا یا خدمات نمی توانید طراحی کنید در مقاله های بعد توضیحاتی درباره پلان تجاری داده خواهد شد که هیچ شباهتی به دروس دانشگاهی نخواهد داشت زیرا همه آنچه در این مقالات ارائه خواهند شد حاصل تجارب حقیقی بنده در امور بازاریابی می باشد .